أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

297

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

بوده ، براى غزاى ملحدين و جنگ مشركين مبعوث شده است . چون اينها را بر من رئيس الجان خبر داده است همه حرفهاى من صحيح است ، اللّه اكبر حق ظاهر شده و حوادث جنّيان منقطع گرديد . پس از اين مقالات بىهوش و بىخود گشت و بعد از سه روز به هوش آمده به طريق « لا إله الّا اللّه » قبول اسلاميّت نموده و ما را به قبول دين مبين محمّدى تشويق و تحريص مىنمود . لهيب بن مالك پس از آنكه اين تفصيل غريبه را به دوستان خود حكايت كرد كيفيت را به حضرت نبىّ انس و جان نيز عرض و بيان نمود . حضرت رسول فرمودند : سبحان اللّه راست گفته است آن شخص روز قيامت در صورت امّت واحده بعث و نشر خواهد شد . اينك از اين حكايت صحيحه تا يك درجه ثبات و محقّق مىگردد كه فال بينان زمان جاهليه از اخبار آسمانى خبر داده و شياطين از آسمان استراق اخبار مىنموده‌اند . واقعا شياطين الى زمان ولادت با سعادت حضرت عيسى المسيح از آسمان استراق حوادث و اخبار نموده و به قلوب كهنه القا مىنمودند ؛ ولى زمانى كه آن حضرت مهد آراى شهود گرديد ، ثلث استراق حوادث و در قدوم ميامن لزوم حضرت فخر رسل نيز دو ثلث آن منقطع گرديده از استراق حوادث و اخبار اثر و خبرى براى كاهنان باقى نگذاشتند . راهى كه سجاح در طريق فرعه نمود به عبد المطلب گفته شده ، عبد المطلب به وجه مذكور حركت نموده و قرعه‌هائى كه مىكشيد يكى متعاقب يكديگر نه ( 9 ) دفعه به اسم عبد اللّه و دفعه دهم به اسم شتران درآمد و چون عدد جمال به يك‌صد ( 100 ) شتر رسيده و قرعه درآمد ، قريشيان گفتند : اى عبد المطّلب اگر اين يك‌صد ( 100 ) شتر را قربان كنى ايفاى نذر نموده و حق را از خود راضى نموده و گفتهء سجاح نيز بدين منوال بوده است . حال آنكه عبد المطلب نه به قول سجاح و نه به حرفهاى قريش گوش داده و گفت من در اين باب شبهه دارم . در قرعه‌اى كه نه ( 9 ) دفعه به اسم عبد الله درآمده و دفعهء دهم به اسم شتران اصابت كند احتمال خطا موجود است ، من دو دفعهء ديگر قرعه خواهم كشيد اگر در هردو دفعه به اسم شتران درآمد يعنى حضرت حق سه دفعه على التوالى به اسم شتران درآورد كه ذبح اين يكصد ( 100 ) شتر از ذبح عبد اللّه بدل كرد و آن‌وقت عبد اللّه را ترك كرده و شتران را قربان خواهم نمود ، و الّا من مقروض و